الملا فتح الله الكاشاني

346

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

طاعت رحمن و نفس را در معرض عذاب و عقوبت آنجهان ساختن از عبد اللّه عباس مرويست كه كه قبل از اين آيه هرگاه شخصى معصيتى كردى و از آن تايب شدى مردمان او را به آن سرزنش كردندى و گفتندى تو چنين عملى كردى حق تعالى به اين آيه ايشانرا از آن نهى فرمود از حسن بصرى نقل است كه هر يهودى و نصرانى كه بشرف اسلام ميرسيد مردمان او را بطريق سابق بلفظ يا يهودى يا نصرانى ندا ميكردند حق تعالى به اين آيه مذكوره ايشانرا از آن منع فرمود و حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه از جملهء حق مؤمن بر برادر مؤمن آنست كه او را نام برد به اسمى كه دوسترين اسمها باشد نزد او آورده‌اند كه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در سفر و حضر هر درويشى را به خدمت دو اغنيا نصب كرده بود تا در ما يحتاج ايشان قيام نمايند و ماكول و ملبوس او بر ايشان باشد سلمان فارسى ( رض ) در بعضى اسفار بر فرمودهء سيد مختار در خدمت دو كس از اكابر صحابه قيام مينمود روزى ايشان سلمان را گفتند از براى ما طعامى نساختى گفت خواب بر من غالب شد و به جهت آن در اين امر تاخيرى واقع شد گفتند نزد رسول رو و براى ما طعامى بياور و چون سلمان صورت حال را عرض نمود حضرت فرمود كه نزد اسامة بن زيد رو كه و كيل آنحضرت بود در صرف حوائج پس سلمان نزد وى آمد و بفرموده رسول از او طلب طعام كرد اسامه گفت طعام حاضر نيست وى بازگشت و گفت در سر كار حضرت طعام حاضر نيست ايشان سلمان را بجاى ديگر فرستادند تا طعام بياورد سلمان بيامد و گفت آنجا نيز طعام نبود ايشان در غيبت سلمان زبان بگشودند و گفتند سلمان قدمى دارد كه اگر بچاه سميحه ميرود آبش خشك مىشود پس در تجسس افتادند كه آيا اسامه را چه مانع شده طعام نداشته يا بخل مانع فرستادن او شده روز ديگر نزد رسول آمدند رسول فرمود كه چيست اين سرخى گوشت كه در ميان دندانهاى شما مىبينم گفتند يا رسول اللّه گوشت نخورده‌ايم آنحضرت فرمود گوشت خوردنى نميگويم غرض من گوشت آدميست چه امروز همه روز گوشت اسامه و سلمان ميخورديد من اثر آن را بر لب شما مشاهده ميكنم آيه آمد كه . يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى آنان كه ايمان آورده‌ايد اجْتَنِبُوا دور شويد و واگذاريد كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ بسيارى از گمان و ريب را كه آن گمان بد است در حق برادر مؤمن إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ بدرستى كه بعضى از گمان إِثْمٌ گناهست يعنى موجب تفرع اثم است گمانى كه در حق اسامه برديد وَ لا تَجَسَّسُوا و تجسس مكنيد چيزها را كه بر شما مخفى باشد چنان كه در كار اسامه بدگمان شده مرتكب تجسس آن شديد بدانكه ظن بر چهار قسم است اول مأمور به و آن حسن ظن است بخداى و مؤمنان لقوله تعالى لو لا از سمعتموه ظن المؤمنون و المؤمنات